سلام

غنچه از خواب پريد و گلي تازه به دنيا امد، خار خنديد و به گل گفت : سلام و جوابي نشنيدخار رنجيد ولي هيچ نگفت... ساعتي چند گذشت گل چه زيبا شده بود ، دستي بي رحمي آمد نزديک، گل سراسيمه ز وحشت افسرد.. ليک آن خار در آن دست خزيد وگل از مرگ رهيد .......  صبح فردا که رسيد خار با شبنمي از خواب پريد گل صميمانه به او گفت : سلام

/ 3 نظر / 2 بازدید
افق

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی دارین ... خوشحال میشیم به ما هم سری بزنید. "در صورت تمایل شما هم می توانید آگهی ها و زمینه کاری وب سایت خود را به صورت رایگان در http://www.etayroo.com ثبت نمایید." شما هم، هم اکنون به ما بپیوندید … با لینک به ما، از ما حمایت کنید: <a href="http://www.etayroo.com" target="_blank"><img src="http://www.etayroo.com/ads/images/logo.gif" border="0" alt="etaYroo.com The Best Site For All" width="151" height="37"></a></body> </html></body> </html> با تشکر.

همفری بوگارت

وای چه دلم خواست از اون شبنما

امير

خيلی ناز بود ... مرسی