عادت

اینروزها عادتمان شده که یکسری جملات و عکسهایی که به نظرمان جالب می آیند را به اشتراک می گذاریم بی آنکه به آن خوب بیاندیشم و یا اینکه واقعا قبولش داشته باشیم.

اینروزها عادتمان شده که برای هر کس و هر چیز جوک و لطیفه بسازیم. هنوز بازی ایران و آرژانتین تمام نشده، مسی و خاندانش را مورد عنایت قرار دهیم. هنوز عیدفطر نشده، جوکهای رویت هلال ماه و سفر شمال را بسازیم. روزانه دهها لطیفه از دکتر شریعتی، دهخدا، لقمان و غضنفر بسازیم و یا قومیتها و فرهنگهای مختلف را مسخره کنیم بی آنکه به تبعاتش بیاندیشیم.

اینروزها عادتمان شده که دخترها پسرها را تحقیر کنند و پسرها دخترها را مسخره. گویی از تحقیر کردن هم لذت می بریم، بی آنکه بدانیم تحقیر کننده و تحقیر شونده دو روی یک سکه اند.

اینروزها عادتمان شده که جملات قصار بزرگان و روانشناسانه را به اشتراک بگذاریم بی اینکه درلحظات سخت زندگی به یاد آنها باشیم و ازشان استفاده کنیم. دائما در حال افراط و تفریطیم. گاهی چیزی یا کسی را به عرش اعلا می رسانیم و گاهی به حضیض ذلت می کشانیم. عادتمان شده دروغ بگوییم، تهمت بزنیم، تحقیر کنیم و تخریب. چرا؟ جوابهای بسیاری می تواند داشته یاشد.

اینها را می نویسم برای خودم، برای آنکه یادم بماند که به قول سهراب"کاری نکنیم که به قانون زمین بر بخورد " و "بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم."

/ 4 نظر / 10 بازدید
سیما

چطوری دوستم؟ دلم تنگیده حسابی [ماچ]

یاسمن

بعله .. حق با شماست!

سید مجیب

:)