آن تیر که درکیش است گربردل ریش آید       مانیز یکی باشیم از جمله قربانها

/ 5 نظر / 4 بازدید
سید مجیب

ازار دلی را که تو جانش باشی معشوقه پیدا و نهانش باشی زان می‌ترسم که از دل‌آزردن تو دل خون شود و تو در میانش باشی

لاله

خیلی وقت بود دلتنگت بودم ... دلتنگ تر از اون که حتی جرات کنم قدمی تا این حوالی پیش بیام .... اینجا همیشه برام عطر و بوی آرامش رو به همراه داره ... مثل یه خونه آشنا ... خونه ای که توش احساس غریب بودن ندارم ... مثل حالا ... امیدوارم خوب باشه حالت بهترین ... برکت