والعاقبه للمتقین

بعضی از حضرات اصولگرا که بعد از انتخابات 88 گریبان چاک می‌کردند که تقلبی صورت نگرفته و دولت کریمه نهم، ضل عنایت امام عصر و توجهات ویژه آقا و بصیرت مردم!! به طور قانونی رای آورده و به دولت دهم تبدیل شده و اتهام تقلب از بیخ و بن بی‌اساس است و سیستم انتخابات ایران طوری طراحی شده که امکان تقلب در آن وجود ندارد. آنانکه می‌گفتند نظر ما نظر آقاست. چون ایشان به آقای دولت نهم عنایت دارند، ما هم او را انتخاب می‌کنیم. چون آقا گفته، ما هم می‌گیم، حالا که بین آقا و محمودشون اختلاف افتاده، به این فکر افتاده‌اند که نکنه جنبش سبز درست می‌گفته؟! نکنه با همه مشکلاتی که آقای دولت نهم و تیمش داشته‌اند و آقایان تازه فهمیده اند!!! تقلب صورت گرفته باشد؟ و به روی خودشان هم نمی‌آورند و ماهم نمی‌توانیم نادیده بگیریم که تلویحا می‌خواهند انگشت اتهام تقلب در انتخابات را فقط به سمت آقای دولت نهم و تیمش بگیرند و آقایشان را از هر گونه اتهام تبرئه کنند.

یعنی باید واقعا این همه انسان بی گناه کشته می‌شدند و به عده‌ای بیگناه دیگر، تعرض و تجاوز می‌شد و بعضی دیگر فحش و کتک می‌خوردند و قسمت عده ای هم زندان و اعتراف ساختگی می‌شد وباز هم اینها قبول نمی‌کردند که تقلبی شده، ولی به محض تیره شدن روابط ایندو، تازه آقایان بایدبفهمندکه امکان تقلب هم وجود داشته؟ شاید هم از ابتدا می‌دانسته و مصلحت را بر حقیقت ترجیح داده‌اند. به هر حال، حفظ نظام!!! از اوجب واجبات است و به هر وسیله‌ای که شده باید به هدف رسید. برای حفظ نظام دینی و ارزشی! می‌توان دروغ گفت، خیانت کرد، تهمت زد، خشمگین شده و مردم را درید، کشت، زندانی کرد و خلاصه هر کاری که بتوان را باید انجام داد تا کلیت نظام را حفظ کرد. ولی فراموش نکرده‌ایم که :" الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم."

/ 4 نظر / 4 بازدید
یک دوست

[ناراحت]امان از دل زینب

سید مجیب

سلام با اینکه متنش ... اما باز هم چشم ما روشن شد به نوشتن شما[لبخند] می دونید، راستیتش اونجایی حق مردم در ایران اسلامی خورده میشه که همه دنبال منافع شخصیشون هستند، این رو باید قبول کردکه واقعا آمریکا و اسرائیل و انگلیس و ... به دنبال دشمنی با آرمانهای سال57 ایران هستند چون آن آرمانها به شدت برایشان مشکل ساز است، آنها که هستند اما این وسط بعضی از ایرانی ها به گوش فرمان آنها میشوند که این باعث میشود اینقدر به سختی در مقابل حرف دل مردم کسانی بایستند و صد الیته که در طرف دیگر ماجرا که الان پتشون ریخته شده رو آب، اونها هم فقط به دنبال منافع شخصیشون بودن و دودش در چشم ماست. به هر حال از ماست که بر ماست اما ای کاش صداقت آدمهای مثل مهندس موسوی رو می فهمیدند که بی چشم داشت در صحنه حاضر شد، فقط برای اینکه ملتش و هویت ایرانی و اسلامیش را دوست داشت، ای کاش...

سایه

همیشه بدتر از بد هم هست ... و از همه بدتر سیاسته... و وسط همه ی این بد بودنها به طور حتم قربانیهای فراوانی هم هست ....بعضی جانی و مالی ... بعضی فکری و درونی ... میدونی عزیز... تو این سیاست لعنتی به سختی اون روی سکه آدمها رو میشه دید ... یه روز این دستش رو میشه و ... یه روز اون یکی!جووونها رو حساب دل خودشون رفتن جلو و پیرا رو حساب تجربه خر هیچ کدوم نشدن .... ایران قرنهاست محتاج دلسوزی است ...

سیما

گول این جنگ زرگری رو نخور... خدا اینا رو میشناسه... ! نه من و تو!!!