عصر یخبندان

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگر را حفظ کنند. وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکرد. بخاطر همین تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ولی بهمین دلیل از سرما یخ زده میمردند.ازاینرو مجبور بودند برگزینند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان از روی زمین  بر کنده شود. دریافتند که باز گردند و گردهم آیند. آموختند که، با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد، زندگی کنند چون گرمای وجود دیگری مهمتراست. و این چنین توانستند زنده بمانند.

/ 6 نظر / 2 بازدید
م.ایلنان

عالی. بسیار خوب. دلم می خواهد بدانم اصل این داستانک کجاست؟ آیا کاملا از ذهن خودت بیرون آمده یا جایی دیده و خوانده ای؟ با احترام

پیک خورشید

جالب بود ولی نقش خورشیدو هیچ وقت نباید نادیده گرفت.

آزاد

سلام همیشه گفته اند گل در کنار خار زیباست . به قول خواجه شیراز : فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست ؟

خودم

با سلام بسیار زیبا و قابل تامل بود دوست عزیز آدرس وبلاگم تغییر اندکی کرده [گل]

سيما

آخه همزیستی خار دار با همزیستی مرگ دار خیلی با هم فرق داره. اونا میخواستن کنار هم گرم شن ولی بعضی وقتا بعضیا میخوان اینقدر خارشون رو به تن آدم فرو کنن که دیگه زنده نمونی! شرافت حیوونا رو با بی شرفی بشر دوپا مقایسه نکن! هرگز!

سایه

[لبخند]