تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون ميزنه
تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه
تو مثل خواب گل سرخی لطيفی مثل خواب
من همونم که اگه بی تو باشه جون ميکنه

من نيازم تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

تو مثل وسوسه شکار يک شاپرکی
تو مثل شوق رها کردن يک بادبادکی
تو هميشه مثل يک قصه پر از حادثه ای
تو مثل شادی خواب کردن يک عروسکی

من نيازم تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

تو قشنگی مثل شکلهايی که ابرها ميسازند
گلهای اطلسی از ديدن تو رنگ ميبازند
اگه مردهای تو قصه بدونن که اينجايی
برای بردن تو با اسب تنلندر ميتازند

من نيازم تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

/ 5 نظر / 2 بازدید
شری

بعله....دختره شوهر ذليل از دست رفت

ياسمن

:) من ميميرم واسه اين آهنگه !دستت درد نکنه مامان گلم!

فريدون

دوست گرامی سپاس از سخن زيبايی که در تارنگارم نوشتيد. باز هم چشم براده ديدار شما نازنين هستم

سميکو

سلام... مرسی که به وبلاگ منم سر زديد... هيچوقت تا حالا تکست اين شعر و نديده بودم ... خيلی خوب شد که نوشتيد